تو در اقرار اشک من ، چه مغرورانه زیباییتپش های دلم ، در کوچه ی تنگ تمناییتو در شیرین ترین تکرارهای "دوستت دارم"که نبض ثانیه بند آمده ، آهسته می آیی ،صدای گام تو ، زیباترین آهنگ باران استو من ، لبریز دیدار تو در شبهای رویایینمیدانم چرا ، وقتی غزل یاد تو می افتدمراعات النظیر زهره و شیرین و لیلاییهمه خنیاگران عشق ، با زلف تو می رقصندتو راز سر به مهر نغمه ی چنگ نکیساییبه فتوای نگاه تو ، تمام شهر یوسف شدندانستم که تو ، بازیگر نقش زلیخاییتبانی میکند وقتی ، نگاهت با سکوت منتو بی تردید سرشار از ، نفسهای مسیحاییپس از تو خنده هایم ، در کویر لحظه ها خشکیدتجسم کن مرا ، هر لحظه در مرداب تنهاییچرا پا درمیانی میکند دلشوره هایم بانگاه رازآلود تو و عشق اهوراییعجب آشفته بازاری شده "یاس خیال" مندر این تقدیر شورانگیز ، بیرحمانه زیبایی..❤️
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۳ ساعت 20:4 توسط سعید
|
برچسب:
نویسنده: ماهان حیدری
تاريخ: يکشنبه
2 آذر
1404 ساعت: 23:13