خرید بک لینک
تو در اقرار اشک من ، چه مغرورانه زیباییتپش های دلم ، در کوچه ی تنگ تمناییتو در شیرین ترین تکرارهای "دوستت دارم"که نبض ثانیه بند آمده ، آهسته می آیی ،صدای گام تو ، زیباترین آهنگ باران استو من ، لبریز دیدار تو در شبهای رویایینمیدانم چرا ، وقتی غزل یاد تو می افتدمراعات النظیر زهره و شیرین و لیلاییهمه خنیاگران عشق ، با زلف تو می رقصندتو راز سر به مهر نغمه ی چنگ نکیساییبه فتوای نگاه تو ، تمام شهر یوسف شدندانستم که تو ، بازیگر نقش زلیخاییتبانی میکند وقتی ، نگاهت با سکوت منتو بی تردید سرشار از ، نفسهای مسیحاییپس از تو خنده هایم ، در کویر لحظه ها خشکیدتجسم کن مرا ، هر لحظه در مرداب تنهاییچرا پا درمیانی میکند دلشوره هایم بانگاه رازآلود تو و عشق اهوراییعجب آشفته بازاری شده "یاس خیال" مندر این تقدیر شورانگیز ، بیرحمانه زیبایی..❤️ + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۳ ساعت 20:4 توسط سعید  | 

برچسب: نویسنده: ماهان حیدری تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 23:13

من حسادت می کنم حتی به تنها بودنتمن به فرد رو به رویی، لحظه ی خندیدنتمن به بارانی که با لذت نگاهش می کنییا نسیمی که رها می چرخد اطراف تنت ...من حسادت می کنم حتی به دست گرم آن،شال خوشرنگی که می پیچد به دور گردنتوقتی انگشتان تو در گیسوانت می دودمن به رد مانده از اینجور سامان دادنت ...اینکه چیزی نیست ، گاهی دل حسادت کرده بهعطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنتهیچکس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشتمن حسادت می کنم حتی به قلب دشمنتکاش هرکس غیر من، ای کاش حتی آینهپلک هایش روی هم می رفت وقت دیدنت + نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 21:2 توسط سعید  | 

برچسب: نویسنده: ماهان حیدری تاريخ: يکشنبه 2 آذر 1404 ساعت: 23:13

صفحه بندی